جعفر شهرى باف

19

طهران قديم ( فارسى )

شكمهاى شيعيان دور گردان . و بجاى آمين كه آى ( زكى ! ) « 10 » ميگفتند ، و دنباله‌اش . . . مزاجهاى ما را نرم و روان فرما . آى زكى ! و همين‌طور اين گونه قسمها به اعضا و اندام‌ها و حاجت چه و چه ! ! از كجا و كجا خواستن تا روضه‌خوان از منبر به زير آمده ، چاى ، البته از همان چاىهاى سابق الذكر از مورچه و چوب‌پنبه و تخمه و چس‌فيل و بشقاب ، دورىهاى هويج و ترب و شلغم رنديده ، نرنديده بمجلس داخل و پذيرائى به عمل آمده ، چه بسا اعمال كثيف و حركات عنيف كه با آن اشياء به عمل ميآمد و تعزيه شروع ميگرديد . البته اگر مجلس محقر و دو قسمتى كه دانگى عصر تا غروب و چيزى در بعد از شام انجام ميشد به صورت بالا روضه‌هاى كوچك و مطالب مختصر و اشعار كوتاه كه در يكى دو ساعت خاتمه مييافت اختيار شده بود ، شام و مصارف اضافى تعلق نميگرفت ، ليكن اگر مجلس مفصل و روضه و تعزيه باهم و مصارف براى آن تهيه ديده شده ، بانيان پرفتوت ! يافته بود ! شام نيز جزو برنامه ميآمد كه آن نيز آبگوشت كلم ، آش شلغم ، يا كلم‌پلو و امثال آن‌كه بوى نامطبوع داشته باشد تهيه ديده ميشد و براى هر شب ابتكاراتى خاص كه هرچه غذا بوى ناخوش‌آيندتر داشته باشد به عمل ميآمد ، از جمله چلو مانندى كه از رنديده‌ى ترب سياه تهيه شده بود ! همچنين عقيده بود ، همچنانكه در عزاى حسين هر قطره اشك توشه راه آخرت گريه‌كننده بوده ، هزاران گناه صغيره و كبيره با آن پاك شده ، حتى تظاهر بگريهء حسين باعث نجات از آتش دوزخ مىشود كه با آن خود و هفتاد پشت گذشته و آينده‌اش رهائى از عذاب الهى يافته ، با آن خود و پدر و مادر و اعقاب و اجداد و على و فاطمه و پيغمبر و خدا را خوشحال نموده ، در شب اول قبر على بسراغش آمده خاك به دهن انكر و منكر كرده ، دستش گرفته يكسر به

--> ( 10 ) . كلمه‌ى مستهجن رديف شيشكى و ضرطه و استهزاء .